تبليغاتX
دستخط یک زن...
در نظر مردم سخن سنج، ارزش سخن بيش از گنج است

No one falls in love by choice,it is by chance……

 

No one stay in love by chance,it is by work……..

 

And No one falls out of love  by chance,it is by choice….

JESUS

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 2:34 | لینک  | 

سلام

امروز بد جوری حالم گرفته است

نمیدونم چرا؟!!نگین برم دکتر که گاهی از دست دکترا هم کاری بر نمیاد

اوضاع مطب و بعضی مریضام به همریخته کمی استرس داشتم  خوابم هم از دست گل پسرو احیا وافطاری و سحر وووووووووووووووو کم شده....

امروز ظهر خواستم برم دوپینگ

گاهی که می خوام به خودم حال بدم خارج برنامه میرم برا خودم جایزه کتاب می خرم اینکه میگم خارج برنامه برا اینه که هر روز یه چند صفحه کتاب می خونم (غیر درسی) و هر وقت تموم شه بلافاصله میرم برا خرید گاهی هم جایزه...

امروز ظهر دیدم دارم قاط میزنم رفتم کتاب بخرم دیدم تعطیله کلی خورد توذوقم  حالا خونه کتاب در دست خوندن داشتما اما پکر شدم ................

اما عصر داشتم بیمار میدیدم که دیدم یکی اومد دیدنم

کی؟

آقای الف. دبیر عربی دبیرستانم اومده بودن تو ساختمونمون برن چشم پزشکی که تابلومو دیدن و اومدن یه سری به من زد ن   خیلی بهتر شدم یه غرور قشنگ تو چشماشون دیدم پیر و یه کم هم وسواس شدن ولی مثل همیشه عزیز و دوست داشتنی بودن

   یاد روزای مدرسه و بچه ها افتادیم و از خیلی ها حرف زدیم من عربی رو توکنکور ۱۰۰٪ زده بودم بهشون گفتم هنوزم یادمه و گاهی برا بچه مدرسه ای های فامیل رفع اشکال  می کنم...خندیدن . گغتن بی مجوز درس میدی؟.......

یاد تموم اون روزای خوب به خیر

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 22:58 | لینک  | 

آدمک آخر دنیاست بخند        آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که ترا عاشق کرد     شوخی  کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی        کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی    به خدا مثل تو تنهاست بخند

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 2:9 | لینک  | 

من به عنوان یه خانم متاهل فکر می کنم زندگی و همسر تقسیم کردنی نیست اکه قراره مرد برا بچه یه زن دیکه داشته باشه دیگه موندن همسر اول یعنی چی؟اون زندگی دوم با زن و بچه تکمیله و ازدواج به صرف بچه خواهی خود خواهیه یعنی انتخاب کنن یا این خانم بی بچه یا ...

البته تو کشور ما و بعضی جاهای دیگه به علت مسائل فرهنگی و صد البته عدم استقلال مالی خیلی از خانما میمونن و میگن مرد ماست و سایه سر و....از این حرفا ....

پ.ن:راستی ازدواج مجدد برا پسر خواستن (که صد البته خاص دایناسوراست برا جلوگیری از انقراض نسل)خیلی کمتر شده حالا من از استانای دیگه مطمئن نیستم اما طرفای ما دیگه نیست یا من  فکر میکنم دیگه نیست!!

پ.ن:حالا شکر خدا این یه مورد ازم رد شد اما در چنین موردی شوهر گلم بهت بگم من نمی موندما!!!!!

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 14:22 | لینک  | 

سلام

بازم ممنون از نظراتتون .با بعضی ها موافق و بالطبع بابعضی هم مخالفم.حالا اگه حوصله کنین اروم اروم در باره اش با هم حرف می زنیم:

قبل ار چیز باید بگم اینا فقط نظرات منه و امار مستدلی ندارم البته همیشه استثنا هایی وجود داره  و تمام تلاشم را در صادق بودم می کنم به جز داخل پرانتزی ها!!

اول از کتاب خاله بازی بگم....سرگذشت یه دختر خانمیه که به دلایل پزشکی مادرزاد فاقد توانایی بار دارشدنه و البته این موضوع را قبل از ازدواج با خواستگاراش در میون میذاره  یکی از خواستگاراش از ازدواج با او منصرف میشه اما بعد همکلاسش که عاشق دل خسته ای بوده تمام و کمال شرایط را می پذیره  ولی بعد چند سال فیلش یاد هندوستان می کنه و هوس پدر شدن می کنه..وووو ازدواج مجدد

همونطور که ذکر شد حالت اول شامل مواردیه که یکی از طرفین بنا به دلیلی نمی تونه بچه دار بشه در چنین مواردی چند اتفاق می افته:

ـخانم و اقا با احترام به عشق و زندگیشون در کنار هم می مونند یا فرزند خوانده می پذیرن.

-از هم جدا می شن این حالت در مورد خانمایی که سالمن کمتر اتفاق می افته بیشتر اقایوونه (که خود را  در خطر انقراض نسل می بینن!!)

ـمردای خیلی عاشق  بچه اقدام به ازدواج مجدد می کنن.بدترین موقعیت اینه که می گردن و یه خانم پیدا می کنن که فقط نقش تولید مثلی داشته باشه یعنی بیاد بزاد و بره....گاهی این خانم دومی که قرار بود موقتی باشه سعی در حفظ موقعیت می کنه......گاهی هم پنهانی ازدواج رخ میده

گاهی از  اول همه موافق حضور دومی هستن و خانم اولی نقش تشریفاتی داره

خوب در این مورد شما چی فکر می کنین من تو پست بعدی نظر می دم.پس تا بعد.....

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 1:2 | لینک  | 

یکی از دوستان با نظر خوبش منو به یاد  این مطلب انداخت :چند همسری

اتفاقا خیلی وقته می خواستم در این رابطه بنویسم ولی نمیشد

به ویژه اینکه آخرین کتابی که خوندم "خاله بازی"از خانم بلقیس سلیمانی در همین رابطه  بود....

کسی نظری داره؟

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 14:0 | لینک  | 

شب گذشته تو سریال عبور از پاییز که از برنامه های ماه رمضان شبکه دومه صحنه ای از سیلی خوردن یه خانم از همسرش پخش شد.اونهم یه خانم تحصیل کرده(مترجم) از یه مرد از کلاس اجتمایی قابل قبول

یادمه قبلنا کتک مال ادمای با کلاس اجتماعی پایین بوذ گرچه من با اونم مخالفم اما برا نشون دادن لومپنیسم و یا مشکلات رایج و...خوب ناگذیر از پذیرش فرهنگ غلط مردممون هستیم و  شایدباید به تصویر بکشیم تا کم شه!!!! 

اما فکر می کنم جادادن این صحنه ها در سریال ها به طور دایم اونم در حالتی که موجه هم جلوه داده بشه  تو سریالای پر بیننده ماه رمضان.. ....

اقای شاه محمدی متاسفم حداقل منو نا امید کردین!!!!

!!ااونوقت ببینیم تو یه سریال کره ای ۲۰۰۰ سال قبل مثه همین جومونگ که دیگه بچه محل ما شده!!!خانما چه احترام و اعتباری دارن .اصلا چه قدر همه به هم احترام میذارن ولی زنای ما تو سال ۲۰۰۹ حتی تو تلویزیون کتک می خورن زندگی واقعی رو حالا بی خیال!

صدا وسیما باید در پی ترویج فرهنگ صحیح باشه نه غلط های مصطلح...

گرچه این روزا صداو سیما تک بعدی بودنش رو بارها نشون داد اینم روش...

 

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 8:47 | لینک  | 

سلام

ممنون ازلطف همه شما عزیزان

دیروز باخبر شدم که یه اقایی که سالها همسایه مون بود فوت کرد و پشتش این جمله رو شنیدم :....مرد؟!!به درک....البته حیف شد مرد باید می موند و ضجر می کشیدو....

دلم گرفت ..

نه برا مرگ او ...(البته چندان خاطره خوش یا ناخوشی ازش نداشتم اما  شاهد گله خیلی ها از پشت سر حرف زدنش بودم)بیشتر دلم برا زندگی کردنش سوخت....

گرچه  خودم هرگز پشت مرده گله نمی کنم اما می گم ایشون همون وقت که نظر بقیه در موردش این جوری بود مرده بود.....

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 18:31 | لینک  | 

سلام

شدیدا (این مال دیروز بود امروز کمی کمتر شده)احساس گناه دارم.۱شنبه روزه بودم و بی حال ...ترجیح دادم پای این کامپبوتر اعتیاد اور!! م بمونم و

مامانم پسرمو برد پارک دستش موند لای در کوچه و  درد ..ترک و..اتل و....

هی میگم اگه من بودم شاید....البته شاید....شایدم نه   نمیدونم اما اگه باش تو خونه بازی می کردم...

البته هر چه خواست خداست شکر که اتفاق بدتری نیفتاد

این آهنگم کمی منو جو گیر کرده!!!اا

البته اگه در حضور من چنین اتفاقی می افتاد ۱۷۰ ٪ از طرف مامانم محکوم به گیجی و سر به هوایی و ناتوانی در نگهداری فرزند .....می شدم اما خدایی ما جران جسارت نداریم

اما از همکار محترمم بگم که در ضمن اخذ ویزیت فرمودن خانم دکتر جسارت می کنم شمام میتونید عکس در خواست کنین....بعد چون دکنر ارتوپد در بهترین بیمارستان شهر ما فقط در موارد اورژانس تشریف میارن و بنده دل معاینه پسرم رو نداشتم و همسر محترم هم کشیک تشریف داشتن  ایشان بچه رو سالم تشخیص دادن و اصرار من برا وجود خط شکستگی را به علت عدم وجود تندرنس(حساسیت نقطه ای در معاینه) تحویل نگرفتن و ....یه اتل الکی شست  مرحمت کردن   ...

خلاصه فردا همکار ارتوپد یه اتل تا نیمه ساعد ۲ هفته ای برا پسرم گرفتن که اشکم رو سرازیر کرد

 و من در کنار همه چیز دارم به یه چیز فکر می کنم که همین دیروز تو وبلاگ یکی از همکارا خوندم  و برا پایبندی به اخلاق پزشکی بی خیالش....

تو این ماه رمضون از همه التماس دعا دارم 

اخر نوشت:کسی درباره موزیک توپم!!!!نظری نداره؟

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 1:33 | لینک  | 

سلام

بالاخره این غول روزه رو شکستم .الان سومیم اما مثه بیمارام تحریک پذیر شدم!!

بگذریم قراره از خوبی های رمضان بگم:یکی از مهمترین حسن های این ماه تو کار من البته قطع مصرف الکل توسط بیماراست واقعا من و روانشناسم تو ماه رمضون از دست مشاوره ابن چنینی خلاص میشیم .

بخشی از یه ویزیت من:

-سیگارت روکه قول داده بودی کم کردی؟

-نه ولی کم می کنم.

-مصرف الکل نداشتی؟

-(ناباورانه....انگار به یه مرتد مادرزاد نگاه می کنه!!!)تو ماه رمضان.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...استغفراله ما ممکنه ........ باشیم دکتر اما هنوز یه اعتقاداتی داریم. ماه رمضان و عاشورا تاسوعا  هرگز!!

خدایی اگه این اعتقادات در سایر زمینه ها هم بود زندگی یه شکل دیگه نمیشد؟

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 18:49 | لینک  | 

سلام

رمضان امد

البته یه هفته ای میشه که رمضان اومده اما افتخار روزه امروز نصیب من شد اما خدایی تمام روز مثل یه تیکه گوشت بی مصرف یه گوشه پلاس بودم الان هم از درد معده دارم می میرم

راستش دلم نمیاد به خودم مرخصی بدم همش میگم روز اوله فردا خوب میشم اما گرسنه نبودم فقط سردرد کلا فه ام کرد حالا تا فردا کی باید با این بیمارا سروکله بزنه!!

هنوز فلسفه این عبادت برام روشن نیست فکر می کنم جای تحمل گرسنگی اگه غیبت نکنیم .دروغ نگیم و خیلی کارهای دیگه سرافراز تریم(البته بنده هنوز درجه اشتهادم  را نگرفتم)

نکته۱:درجه اشتهاد با اجتهاد متفاوته!!!!!!!!!و از شهادت و شهد و عسل و گل و بلبل گرفته شده!!

نکته۲:این که چه ربطی به هم داره نمی دونم شاید یه جور فرار از سیاسته!!!!!!!!!۱

به هر حال دارم برا خودسازی بیشتر تلاش می کنم یه جوری که دلم اروم بگیره .امیدوارم

امسال سریالها هم ابکی در اومد جالبه که تو سال اصلاح الگوی مصرف این همه زیاده روی در مصرف اب برای چیه؟ یکیش که شاه لیره البته شرط می بندم تن شکسپیر داره تو گور میلرزهْ!!!

بگذریم اخه تو ترک تلویزیونم اما اتمام کتابم و روزه داری و بی خوابی و تلاش  برا ترک کامپیوتر....... عملم بالا رفته همش تو ترکم از بیمارا به من سرایت کرده

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 1:28 | لینک  | 

پزشکای دسته گل روزتون مبارک خسته نباشین.

یه اس ام اس(ببخشید پیامک)با حال برام اومد:

لباس سفید بر قامتتان برازنده .باشد که در محشر به پاس ناجی بودن این دنیاییتان  لباس سفید سر افرازی بر قامتتان بدرخشد.

با حال بود نه؟! ما که به قول ابوسعید پشه هم نیستیم.اما این روز بر تمام اساتیدو زحمتکشان مبارک.

پانوشت:۱ماه پیامک رو تحریم کردیم دیدیم وارونه شد کلی پول تلفن همراه شد .به ضرر ما و سود مخابرات!!یا باید هر دو رو تحریم کنیم و یا هیچی....

من فرصت طلب و.....رو چه به مبارزه.......

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 12:2 | لینک  | 

سلام

من تنبل نیستم اما یه کم سرم شلوغ بود.هفته گذشته پدر ومادر همسرم رفتن کانادا ومن چون عروس خیلی خوبیم رفتم بدرقه شون فرودگاه .همسرم درگیر بود و من و پدرم رفتیم.تو راه برگشت چون بابا شب تا صبح بیدار بود و خسته من رانندگی کردم ساعت ۷:۳۰ صبح جمعه تو اتوبان تهران -قزوین درست ۵۵ کیلومتر مونده به قزوین اقای پلیس با دوربین سرعت سنج بنده را منوقف کردن

هیچی بابا همه اش۱۴۵ کیلومنر بر ساعت اون هم در فاصله ۳۳۰ متری پلیس!!

پانوشت ۱:شانس اوردم گشت نا محسوس نیود والا ماشینو می خوابوند!!!

پانوشت۲:حالا بیا و خوبی کن به خانواده شوهر اون هم از نوع سیدش!!!

پانوشت۳:تازه قبلش به واسطه وجود دوربین وسط جاده سرعتم را از ۱۶۰ به ۱۴۵ تقلیل داده بودم.ایول به این نظم و انضباط!!

خلاصه جناب پلیس خان مارو۲۰ هزار تومن ناقابل جریمه کردن !!!

 اول که دوربین را بهم نشون داد یه کم خجالت کشیدم .بعد بلافاصله گفتم اخه صبح زود روز جمعه اتوبان خلوته !!!!(این یعنی قانون گریزی=پلیس نیست ردشو برو)

دوم دودل یودم که چونه بزنم یا نه؟؟؟

گفتم می پذیرم که اشتباه کردم اما حالا شما هم یه لطفی بکنین!!

راستش همیشه از این عادت رایج که البته توسط پلیس ها هم بهش دامن زده میشه بدم میاد. چونه برا کاهش نرخ !!البته صادقانه بگم وقتی مجرم خودمم اوضاع کمی متفاوته!راستش یه بار تو تلویزیون مصاحبه با یه کلانتر ایرانی در امریکا رو دیدم .برام خیلی جالب بود که گفتن هر دقت کسی رو جریمه می کنم اگه شروع به دلیل تراشی و چونه زنی کنه می فهمم ایرانیه!!والا امریکایی ها برگ جریمه رو میگیرن و میرن!!

اون روز به خودم گفتم اگه یه روزی جریمه بشم...تازه اگه بشم!! می پذیرم اما امروز صادقانه بگم دودل بودم

من فکر می کنم قانون گریزی تو کشور ما یه جور فرهنگ شده و اونی که پلیس رو دودره کنه یا مالیات نده و..... به چشم خیلی ها زرنگ تر و با عرضه تره!!!

من اون موقع به همه اینا فکر کردم و اخرش با الگوبرداری از شوهر گرامی شروع به معرفی خودم و...کردم اما دیر بود جناب سروان ۲۰ تومن رو نوشت

اخرش پر رو شدم گفتم اکه بیاین مطب با امپول پذیرایی !!و بعد با این فکر که خداروشکر ماشینو نخوابوند (اصلا قرار نبود چون اینااز نوع محسوس بودن!!)خودمو دلداری دادم!!

راستش از اینکه پیش همسرخان جان کم اوردم ناراحت بودم اخه کم همیشه  ادعای مقررات دارم و اون همیشه در دودره بازی موفق!!!

راستشو بخواین من تا حالا سه بار جریمه شدم:

حالا نگین بابا مقررات!

اما وافعا تمام تلاشم رو برا قانون نشکنی می کنم!!!

یه بار چند سال پیشا تو جاده انزلی سبقت  گرفتم ۲۰ تومن جریمه شدم همون شد دیگه هرگز سبقت غیر مجاز نگرفتم.یه بار برا خدمت به خلایق روز تعطیل ماشین رو جلو مطب اقامون گداشتم برم مریض  بد حال ایشونو ویزیت کنم تازه یه روز بود اون خیابون از پارکبان به توقف ممنوع تبدیل شده بود و من به خیال تعطیلی ۴ تومن جریمه شدم و این هم سومیش

اگه این کمک کنه سرعت بالا رو ترک کنم عالی میشه.البته تمام راه رو از ترس جریمه مجددرعایت کردم

اما راستش از سرعت  لذت می برم....تازه چون بابام معلم رانندگیم بوده همیشه جلوش راحتم و انگار می خوام مهارتم؟؟ رو نشون بدم اما جلو شوهرم یه معلم اخلاق تمام عیارم

خلاصه چون این سفر برا خدمت به همسر گرامی بود اول خواستم برگ جریمه رو بدم خودشون پرداخت کنن اما چون من دستم تو جیب خودم میره و با هم از این حرفا نداریم و اصلا من و او چه معنی داره باز هم گذاشیم خودش بده!!!!!!

آخر نوشت:همیشه یاذمون باشه پلیسا هم مثل دکترا براشون تعطیل و غیر تعطیل نداره

بعد اخر نوشت:یکی ازم پرسید جریمه رو نقدی دادی؟؟

من چون شدید با ابن یه مورد مخالفم بحثش رو میذارم برا موافقاش

شاد و قانون مند باشین

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 10:8 | لینک  |