تبليغاتX
دستخط یک زن...
در نظر مردم سخن سنج، ارزش سخن بيش از گنج است

آن سوی دلتنگی ها  همیشه خدائیست که

 داشتنش  جبران  همه نداشته هاست ........

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 0:14 | لینک  | 

سلام

چند روز پیشا تو مطب آشتی کنون داشتیم.

ماجرا از این قرار بو د که یکی از بیمارام که تزریقی و طرد شده  از سوی همه بود  برا اخرین بار به یکی از دوستاش مراجعه می کنه برا پول گرفتن. دوستشم که استاد جامعه شناسیه با کمک چند تا دیگه از دوستا کمک می کنن و بستری و ترک و .....

الان بعد از چند ماه که کلی  روبراه شده براش کاری هم دست و پا کردن و با خانمش که تصمیم قطعی برا جدایی داشت  صحبت کردن و راضیش کردن برا برگشت. یه پسر دوساله هم دارن.

این وسط خانواده  خانم راضی نبودن  که اونم با مشاوره و مداخله !!!مددکاری و ....  راضیشون کردیم قرار شد فقط یه فرصت چند ماهه مجدد بهشون داده شه.نمی دونین چه حس خوبی داشتیم همه مون

هم ما تیم درمان و هم دوستای بیمار و هم  خانواده

البته واقعیت اینه که اعتیاد یه بیماری مزمنه و من خودمو کشتم تا این مفهوم و احتمال عود و لغزش و درمان نگهدارنده را تو کله همه همرامان فرو کنم اما  کل امیدوارم نتیجه اش حوب باشه

کلی هم جاتون خالی شیرینی خوردیم

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 0:0 | لینک  | 

سلام

راستش امشب دلم خیلی تنگه و کسی دورو برم نیست تا باهاش حرف بزنم

یادم اومد خیلی وقتا با وبلاگم و دوستای مجازیم صحبت کردم اومدم تا اینبارم دنبال یه سنگ صبور باشم  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط یک زن در ساعت 0:51 | لینک  | 

ما به دنیا امدیم تا به زندگی قیمت دهیم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.
نوشته شده توسط یک زن در ساعت 0:34 | لینک  | 

سلام
براتون از فارسی۱ نوشته بودم  همون وقت یه گشتی تو اینترنت زدم و به چیزایی درباره اش پیدا کردم با شرمندگی منبعش رایادم نیست اما دوباره پیدا می کنم و براتون میذارم.
بحث و تفسیرش به عهده خودتون اما دلم خواست شما هم بدونین.گرچه ما به علت پارازیت  مدتیه دیگه نمیگیریمش

 رابرت مرداک ،یهودی استرالیایی که به امپراطور 76 ساله مشهور است  با راه اندازی یک شبکه تلوزیونی که مقر آن در هنگ کنگ است اقدام به پخش جدیدترین فیلم های سینمای صهیونیستی هالیوود به زبان فارسی می کند که اغلب این فیلم ها با هدف تروج روابط نامشروع جنسی، شیطان پرستی ، خشونت و ... ساخته شده اند که نتیجه و تاثیر این فیلم ها به خوبی بر روی جوانان آمریکایی قابل مشاهده است .

همچنین وی صاحب شبکه فاکس نیوز و استوديوهاي سينماي موسوم به فاكس قرن بيستم و همچنین پایگاه اینترنتی myspace می باشد.
در حال حاضر عمده ترین دارایی مرداک شرکت عظیم نیوز کورپریشن است که 9 رسانه آن در 6 زمینه مختلف اطلاع رسانی می کنند
.این شرکت صاحب بیش از 130 روزنامه در سطح جهان است که محتوای خیلی از آنها با تمرکز بر 3 موضوع روابط نامشروع جنسی ، حوادث و ورزش به سمت ادبیات عامه پسندی که معمولا منتقدان رسانه ای آن را ادبیات مبتذل می نامند ، سوق داده شده است . برای نمونه می توان به روزنامه sun اشاره کرد که با تیراژی بیش از 5 میلیون نسخه ، مصداق واقعی یک نشریه زرد پرطرفدار است.
 
درباره فارسی 1 بیشتر بدانیم:

به گزارش “الف”، شبکه فارسی ۱، که توسط کمپانی استار متعلق به نیوزکورپریشن اداره می‌شود، چندروزی است که با آغاز پخش برنامه‌های خود به زبان فارسی، وارد نبرد با برنامه‌های فرهنگی ساخت ایران شده است.
این شبکه بر خلاف سایر شبکه‌های مشابه، فیلم‌ها و سریال‌های روز تولید غرب را به صورت دوبله فارسی پخش می‌کند.
در همین حال رجا نیوز می افزاید:
اگر تا چند سال گذشته، بیشتر، این شبکه‏های لس آنجلسی تفریحی و سیاسی بودند که با برنامه های ضعیف و سطحی پا به میدان می گذاشتند تا مخاطبان را با رقص و آواز ایرانی-لس آنجلسی و یا با بحث هایی ناسزاگونه مواجه کنند، اما حالا این شبکه‏های خارجی قدرتمندتر هستند که با اتکا به تکنیکهای برنامه سازی و بودجه های بسیار کلان، هر کدام در پی جذب مخاطبانی تازه در جغرافیای فرهنگی و سیاسی ایران هستند.
شبکه فارسی 1، توسط کمپانی استار متعلق به نیوزکورپریشن اداره می‌شود.
مقر شبکه جدیدالتاسیس در هنک‌کنگ قرار دارد و موسس آن نیز مجموعه رسانه‌ای استار متعلق به نیوزکورپوریشن است. شرکت موبی همکار شرکت استار در تولید برنامه‌های این شبکه است.
پخش فیلم‌ها و سریال‌های هالیوودی با دوبله فارسی از شبکه مرداک در حالی صورت می‌گیرد که از چندی پیش نیز شبکه ام.بی.سی پرشیا متعلق به خاندان سعودی اقدام به پخش بیست و چهارساعته فیلم‌های تولید هالیوود با زیرنویس فارسی برای مخاطبان ایرانی کرده است.
آمدن بی بی سی فارسی با بودجۀ 15 میلیون پوندی یا 22 میلیون دلاری، فصل تازه ای در تاسیس رسانه های فارسی زبان بود. در ماههای گذشته اخباری مبنی بر راه اندازی شبکه فارسی TRT ترکیه، شبکه فارسی‏زبان عربستانی علاوه بر ام.بی.سی پرشیا و نیز برخی اخبار مبنی بر عزم غولهای رسانه ای و بنگاه های بزرگ خبری دنیا برای راه اندازی شبکه های فارسی زبان منتشر شده است.
 
نوشته شده توسط یک زن در ساعت 13:44 | لینک  | 

 

آنکس که بداند و بداند که بداند

اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند

بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آنکس نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

 

و اما درکشورما وضع چنین است:

 

آنکس که بداند و بداند که بداند

باید برود غازبه کنجی بچراند

آنکس که بداند و نداند که بداند

بهتر برود خویش به گوری بتپاند

آنکس که نداند و بداند که نداند

با پارتی وبا پول خر خویش براند

آنکس که نداند و نداند که نداند

برپست ریاست ابدالدهر بماند

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 21:25 | لینک  | 

چند روز پیشا رفتم دنبال دارو معاونت غذا دارو...این معاونت یه جاییه به اسم زیر کوچه....

یه کوچه تنگ یک طرفه که اتفاقا عبور ماشینا از سمت ممنوعش بیشتراز سمت ازادشه!!! بعد دوطرفش یا در خونه مردمه یا مغازه که جای پارک نیست اگه هم باشه همه جا اخطار دادن که :پارک=پنچر چهارچرخ 

 تازه هم شهریهای محترم همه جا پارک کردن و از بس دلسوزن نمیخوان اجازه پنچری به سایرین بدن

القصه منم با کلی زحمت و رعایت قانون اومدم یه بار لوس بشم با ماشین برم تو حیاط معاونت پارک کنم اما  دیدم تا یخه !!!پره و بعدش هم اقای نگهبان محترم ضمن عذر خواهی بسیار محترمانه بنده را خیط فرمودن.چه جوری؟

عرض می  کنم:خانم دکتر واقعا شرمنده ام شما هربار که تشریف میارین من جنابعالی را راه میدم داخل اما امروز شورای معاونینه  می بینین که هنوز ۴تا ۴۰۵ دیکه تو راهه که اگه جا نداشته باشن شاکی میشن

من:

ولی داشتم فکر میکردم که امان از دست این مسئولین و جلسات متعددی که برای برنامه ریزی برای خدمت به خلق راه میندازن.ضمن صرف مقادیر زیادی از بیت المال برا پدیرایی و معطل کردن ارباب رجوع برای یه امضا (چون اکثراوقات معاوناشونم تو یه جلسه دیگن)کلی مزاحمت های دیگه برا بقیه هم دارن  از جمله  من که نمیدونم کجا باید پارک کنم .و.....

اصلا  من یکی تا به حال خیر این کله گنده ها بهم نرسیده هیچ َهی چپ و راست مزاحمتم دارن....

نگهبان:

من:فکر کنم یه کم با صدای بلند فکر کردم

پ.ن:چون خیلی جوگیر شده بودم این افکار را چند جای دیگه تکرار کردم

 آخر نوشت مهم:یه تشکرویژه از  دکتر شهاب عزیز  دارم برای اینکه ۳ شنبه واقعا افتخار دادن وتو جلسه من حضور داشتن

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 2:10 | لینک  | 

تقدیم به تمامی زنان ایرانی

این متن نوشته خانم " بلقیس سلیمانی" یکی از نویسندگان معاصر است

من کی هستم؟!
============ =========
من« دوشيزه مکرمه» هستم،
وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود.
============ ========= =====
من «مرحومه مغفوره» هستم،
وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم .
============ ========= ========= =
من «والده مکرمه» هستم،
وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني 20 آگهي تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ مي کنند .
============ ========= ========= ===
من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم،
وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند
============ ========= ========= ===
من «زوجه» هستم،
وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه فقط بيست و پنج هزار تومان ، بدهد
============ ========= ========= ===
من «سرپرست خانوار» هستم،
وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.
============ ========= ========= ===
من «خوشگله» هستم،
وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.
============ ========= ========= ===
من «مجيد» هستم،
وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.
============ ========= ========= ===
من «ضعيفه» هستم،
وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.
============ ========= ========= ===
من «بي بي» هستم،
وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.
============ ========= ========= ===
من «مامي» هستم،
وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.
============ ========= ========= ===
من «مادر» هستم،
وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم چون آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.
============ ========= ========= ===
من «زنيکه» هستم،
وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.
============ ========= ========= ===
من «ماماني» هستم،
وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.
============ ========= ========= ===
من «ننه» هستم،
وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم و نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.
============ ========= ========= ===
من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم،
وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.
============ ========= ========= ===
من «بانو» هستم،
وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.
============ ========= ========= ===
من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي ، عزيزم،عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم.
============ ========= ========= ===
من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي یقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم.
============ ========= ========= ===
من در محاوره ی ديرپاي اين کهن بوم ؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره،مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم.
============ ========= ========= ===
دامادم به من «وروره جادو» مي گويد.
============ ========= ========= ===
حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند.
============ ========= ========= ===
من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.
============ ========= ========= ===
مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند...

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 0:53 | لینک  | 

کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی...

 نه حاشیه ای از یاد رفتنی....

تو این روزای خوب ...

وقتی دارین با خدای خوبتون حرف میزنین مارو از یاد نبرین

                     عیدتون مبارک ایام به کام

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 1:7 | لینک  | 

شب قراریست که ستاره  برای بوسیدن ماه میگذارد.....

چه زیباست شرم زمین که خود را به خواب میزند

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 2:20 | لینک  | 

چند روز قبل یکی از بیمارای قدیمیم بی مقدمه پرسید:شما خانم ق را میشناسین؟

(اسم مادر بزرگ مادریم را برد)

گفتم مادربزرگ مرحوممه.

گفت معلم کلاس اولم بود خیلی دوسش داشتم .و چشماش پر اشک شد

گفتم پس حالا که انقدر دوسش داشتی به احترامش پاکیت را حفظ کن منم برات بیشتر سخت میگیرم

قول داد حالا تا ببینم چی میشه بعد براتون تعریف می کنم

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 0:56 | لینک  |