تبليغاتX
دستخط یک زن... - معرفی یک کتاب
در نظر مردم سخن سنج، ارزش سخن بيش از گنج است

سلام

«سوِر بُز» هم تمام شد. شاهکار ماریوس بارگاس یوسا. راستش 80 صفحه‌ی اول را به سختی پیش بردم اما بعد افتاد تو غلتک. این کتاب داستان دختری است که بعد از سال‌ها به جمهوری دومینیکن، زادگاهش بر می‌گردد و در یادآوری خاطراتش بخش‌هایی از اتفاقاتی را که در اواخر دوران «تروخیو» یکی از ظالم‌ترین دیکتاتورهای امریکای لاتین که حدود 30 سال بر مردم دومینیکن حکومت کرد و در سال 1961 هم ترور شد، بازگو می‌کند. بخش‌هایی از کتاب که جزئیات شکنجه‌ی دیوانه‌وار عُمّال نظام و پسر تروخیو است با کسانی که قاتلین « ژنرالیسمو» نامیده می‌شدند، وحشتناک و تکان‌دهنده است (حتی برای من که پزشکم مشمئزکننده به نظر رسید) اما نکته‌هایی دارد که انسان را به فکر می‌برد.

همکاران پزشکم حتماً بیماری اکرومگالی را به یاد دارند. جمله‌ای جالب درباره‌ی این بیماری این است که مبتلایان بیشتر شبیه همدیگر می‌شوند تا شبیه افراد خانواده و بستگان‌. به‌نظر من رژیم‌های دیکتاتوری و رفتارشان بیشتر شبیه هم است. حتی با کیلومترها فاصله از هم و تفاوت فرهنگ‌ها همه مثل هم رفتار می‌کنند.

بعد از ترور ژنرالیسمو تروخیو قرار بود کودتایی به سرپرستی رئیس ارتش شکل گیرد اما وقتی لحظه به لحظه چندماه زندگی ژنرال رومان رئیس ارتش را می‌خوانیم می‌بینیم که علی‌رغم آگاهی‌اش نسبت به نیاز به اقدام به کودتا، فلج می‌شود و قادر نیست دست به هیچ کاری بزند: «چرا آن‌طور که بایست عمل نکردی؟ این پرسش آزارش بیش از شکنجه‌هایی بود که با شجاعت بسیار تحمل کرد... غرق در حالتی مثل هیپنوتیسم به خود می‌گفت بی‌عملی‌اش نتیجه‌ی این واقعیت است که اگرچه تروخیو جسماً مرده اما روح او، سایه‌ی او، یا هر چیز دیگرش، هنوز او را زیر سلطه دارد.»

 اطرافیان دیکتاتور روح‌شان را به او می‌فروشند و می‌پذیرند که هیچ انتخاب دومی غیر آن‌چه رئیس بگوید وجود ندارد. حکم آن‌چه تو فرمایی...

و اما مَردُم. بخش اصلی جامعه. مردمی که ظلم دیکتاتور و فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر روی آن‌هاست و تمام اقدامات آزادی‌خواهان علیه رژیم، تلاش برای احیای حقوق بشر، همه‌ي‌ رشادت‌های انقلابیون، تحمل شکنجه و تبعید و... (یا حداقل بخش زیادی از آن) به نیت رهایی این مردم از استبداد و تثبیت آزادی است. اماهمین مردم چه زود خو می‌گیرند و چه ساده فراموش می‌کنند. 

قاتلان تروخیو انتظار داشتند که بعد از آگاهی از خبر مرگ دیکتاتور مردم شادمان به خیابان بریزند و جشن بگیرند اما آن‌چه دیده شد صف بلندی از دومینیکنی‌ها بی‌شمار از هر سن و سال و حرفه و نژاد و طبقه‌ی اجتماعی که ساعت‌ها زیر آفتاب بی‌امان منتظر می‌ماندند تا از پله‌های کاخ بالا بروند و با ضجه‌های دیوانه‌وار، با غش و ضعف و با پیشکش و نذر برای آخرین بار به رئیس، انسان، ولی نعمت، ژنرالیسمو و پدر ادای احترام کنند.

مردم  به راحتی دست از حمایت برمی‌دارند. بسیاری از ‌آن‌ها به آسانی و به بهانه‌ی حفظ جان و مال خود از دست رژیم حاضر به پناه‌دادن به قاتلین که از دوستان و هم‌فکران سابق هم بودند، نشدند و خیلی ها برای پیداکردن و لو دادن محل اختفای‌شان به جاسوسان کمک کردند اما درست چند ماه بعد با پایان رژیم دیکتاتوری این قاتلین به ستاره و قهرمان بدل شدند و  همین مردم هم به بهترین هواداران آنان.

و ...صبر، حوصله و پرهیز از خشم از مشخصات رئیس‌جمهور اسمی است که با مرگ دیکتاتور تلاش می‌کند تا حکومت را به سمت دموکراسی پیش برد. مردی که جاه‌طلب نبود و به تعبیر دیکتاتور: یک چیز غیر انسانی در شما هست دکتر بالاگر...شما آن حرص و ولع طبیعی آدم‌ها را ندارید... زندگی‌تان پرهیزکارانه تر از نماینده‌ی پاپ است، شما مشروب نمی‌خورید، سیگار نمی‌کشید، غدا نمی‌خورید، دنبال زن یا پول یا قدرت نیستید. یعنی شما واقعاً این‌جور هستید یا این‌ها همه‌اش نقشه‌ای است با اهداف پنهانی؟

 اما زنان در این کتاب. شاید در وقتی دیگر و به تفصیل.

توصیه می‌کنم این کتاب را بخوانید.

پ.ن: بابت خیلی مرتبط نبودن لینک‌ها پوزش می‌خوام اما نمی‌دونم چرا اکثر لینک‌های مرتبط فیلتر بود!

*۱ : از متن کتاب. ص 497

*۲: از متن کتاب. ص 508

 *۳: از متن کتاب. ص۳۴۹

سورِ بُز

نوشته ماریو بارگاس یوسا

ترجمه: عبداله کوثری

انتشارات علم. قیمت۱۲۵۰۰ تومان

نوشته شده توسط یک زن در ساعت 21:57 | لینک  |