تبليغاتX
دستخط یک زن... - فمینیسم2

دستخط یک زن...

در نظر مردم سخن سنج، ارزش سخن بيش از گنج است

فمینیسم2

                                                   

روز دوشنبه  با چند تا از دختر خاله ها که مامانشون در سفر بود رفتیم کناردریا.در هنگام برگشتن  حواسم به جمع و جور کردن پسرم بود که سوئیچ رو با ساک گذاشتم صندوق عقب  ماشین و درو بستم!!!!!!!!!!!

این بار بر خلاف دفعه قبل اول به شوهرم زنگ تزدم  بلکه اول تلاش کردم خودم یه کارایی بکنم  مثل در آوردن صندلی عقب و....اما به یه پیچ رسیدم  پس زنگ زدم به شوهر جان!!!

-نه عزیزم شما نمی تونی !من زنگ می زنم کسی بیاد کمک کنه!!!

البته  خودم هم فکر می کردم کار شاقیه!!یکی از دختر خاله هام اصرار داشت که از یکی از ماشینا یه آچار بگیریم وپیچ رو باز کنیم اما راستش من چون فکر میکردم اون جوری نیست زیاد موافق نبودم!!خلاصه بعد نیم ساعت معطلی  و درست یه لحظه قبل از رسیدن کمک. همسرم در پاسخ به سوالات مکررم گفت که بله باید همون پیچ و باز می کردی!!!!!!!!!تازه وقتی اقایان کمک رسیدن بلد نبودن من راهنمایی کردمشون!!

نکته 1:مقصر کیه؟

راستش در این  موارد  فکر می کنم خودم مقصرم .من الان 15 ساله که رانندگی می کنم اما هنوز حتی یه بار پنچری نگرفتم به این بهانه که سنگینه و مردونه است!!حتی یاد نگرفتم و بگم بلدم اما هر جا آقایی هست به واسطه سنگینی اونا انجام بدن!!

یه سری مسائل فرهنگی هم داریم: رفت و امد تو محیط هایی مثل تعمیر گاه زیاد هم جالب نیست چند بار برا تعویض روغن و کار واش رفتم اما اصلا اون محیطا مناسب نیست!!

ممانعت آقایون محترم اعم از پدر و برادر و همسر...به دلایل مختلف

راستی اگه دوست دارین در باره این دلایل با هم بحث کنیم. پس لطفا نظر بدین.

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 0:11  توسط یک زن  |